. موارد تحليل صرفي اسم :
1- مفرد= بر یک فرد یا یک شیء دلالت میکند: مانند: قلم، شجرةُ، رجل ٌ
2- مثنی= بر دو فرد یا دو شی دلالت دارد، مانند: رجلانِ ، رجلینِ که در حالت رفعی
(انِ ) مکسورو در حالت نصبی ( ینِ ) مکسور میگیرد= المُسْلِمانِ، المُسْلمینِ
3-جمع = انواع جمع عبارتند از :
الف- جمع مذکر سالم: در حالت رفعی(ونَ) مفتوح
و در حالت نصبی و جری (ینَ) مفتوح میگیرد : الطالبونَ ، الطالبینَ.
ب- جمع مونث سالم: در حالت رفعی(اتُ) با همان نشانهی اصلی رفع،
و در حالت نصب و جر(اتِ) مکسور میآید
توجه کنید که (ات) جمع مونث سالم هیچگاه به صورت مفتوح نمیآید. مانند:
مسلماتُ، مسلماتِ.
ج- جمع مکسّر: صورت مفرد آن تغییر میکند مانند :علم که جمع آن میشود عُلوم
4- مذکر: اسمی است که علامت مونث (ت) (ة) ندارد مانند: رجل، قلم.
5- مونث: اسمی است که علامت تأنیث دارد .علامتهای تانیث عبارتند از :
( ة = فاطمة) (ات = المعلمات ) (ی = کبری) (اء= زهراء)
6- جامد: اسمی است که ریشهی فعلی و معنای وصفی ندارد و بر دو نوع
مصدری و غیرمصدری است. مانند : جلوس - الکتاب
7- مشتق: اسمی است که ریشهی فعلی و معنای وصفی دارد و چندین نوع است:
از جمله: اسم فاعل، اسم مفعول، اسم مبالغه، صفت مشبهة، اسم تفضیل و ...
8- معرفه: اسم معرفه یعنی اسمی که تنوین نداشته باشد و شناخته شده باشد و 6 نوع است:
ضمیر، معرفه به اضافه، اسم علم، معرفه به ال، موصول، اسم اشاره.
9- نکره: اسمی که تنوین بگیرد و جزء موارد ششگانه بالا نباشد.
10- معرب: کلمهای است که حرکت حرف آخرش به تناسب موقعیت در جمله تغییر میکند.
مانند : التلمیذ
11- مبنی: کلمهای است که حرکت حرف آخرش به تناسب موقعیت در جمله تغییر نمیکند.
برخی از اسمهای مبنی عبارتند از : ضمایر- اسمهای موصول - اسمهای اشاره و استفهام
12- منصرف: اسمی است که تنوین میگیرد و غالب اسمهای معرب منصرف است.
13- غیرمنصرف: اسمی است که تنوین نمیپذیرد واقسام آن عبارتند از:
علم مؤنث، علم غیرعربی، صفت بر وزن أفْعَلْ، اسم شهر و کشور،
جمع مکسر بر وزن مفاعل، مفاعیل و....
14- اسم مقصور: اسمی است که به الف ختم میشود. مانند: موسی، دنیا و ....
15- اسم ممدود: اسمی است که به الف و همزه ختم میشود. مانند: زهراء، صحراء و.....
16- اسم منقوص: اسمی است که به یای ماقبل مکسور ختم میشود. مانند: داعی، قاضی و ....
17- اسم صحیح الآخر: اسمی است که مقصور، ممدود، منقوص نباشد. مانند: العلمْ ، محمّد
منسوب: اسمی است که یای نسبت داشته باشد. مانند: مَکّة = مکّی.
18- مصغّر: اسمی است که به منظور «تحبیب» یا «تحقیر» به کار میرود.
روش ساختن اسم مصغر: فَعل = فُعَیل / رَجُل=رُجَیْلْ
مثال تحلیل صرفی اسم ( المعلمات ) = اسم - جمع مونث سالم - معرب - مشتق (اسم فاعل )
معرفه -منصرف - صحیح الآخر
موارد تحليل صرفي فعل :
۱- زمان فعل :
الف - فعل ماضی: درعربی 14 صیغه دارد و دارای یک ریشهی سه حرفی است : ذَهَبَ - ذهبا
.ب- مضارع:(ا، ت، ی، ن) نشانههای فعل مضارع است که در اول فعل می آیند : یَذْهَبُ،یَذْهَبانِ
ج - امر: امر حاضر از 6 صیغهی مخاطب مضارع ساخته میشود.
۲- صیغه: الغائب، المخاطب، متکلم وحده و .... را صیغهی فعل گوییم.
۳- ثلاثی: فعل ثلاثی بر دو نوع است. 1) مجرد 2)مزید
الف- ثلاثی مجرد: فعلی که در باب نرفته است واز 3 حرف تشکیل شده است: ذَهَبَ
ب- ثلاثی مزید: فعلی که در بابهای اِفْعال، تفعیل، مُفاعلة و …. برود
و از 3 حرف بیشتر است: کَلَّمَ، یُنْزِلُ، اِسْتَخْرَجَ
۴- معتل: فعلی که حروف (و ا ی ) در ریشهی آن است و بر 4 نوع است:
مثال : وعد -اجوف: قال - ناقص: رجا - لفیف (مفروق:وقی و مقرون:طوی)
۵- صحیح: فعلی که معتل نباشد. مهموز، مضاف، سالم، جزء فعل صحیح است.
۶-لازم: فعلی که نیاز به مفعول به ندارد و فقط فاعل دارد. (ذَهَبَ عَلیٌّ )ذَهَبَ: لازم
۷- متعدی: فعلی که علاوه بر فاعل، مفعول به نیز دارد.( کَتَبَ عَلیٌّ الدرسَ. )کَتَبَ : متعدی
۸- معرب: افعال مضارع به جز صیغه (6 و 12) معرب هستند. توضیح معرب داده شده است
۹- مبنی: فعلهای ماضی، فعلهای امر و صیغهی 6 و 12 مضارع، مبنی هستند.
۱۰- معلوم: فعلی است که فاعل آن مشخص است مانند: کَتَبَ عَلیٌّ الدرسَ.
۱۱- مجهول: فعلی است که فاعل آن نا معلوم است و نایب فاعل جای فاعل راگرفته است
ماضی مجهول مانند: کَتَبَ = کُتِبَ / مضارع مجهول مانند: یَکْتُبُ = یُکْتَبُ
مثال: تحلیل صرفی فعل : یستخدمون= فعل مضارع/ للغائبین، ثلاثی مزید، متعدی،معلوم،
صحیح، معرب، سالم.
موارد تحليل صرفي حرف :
1- ذکر نام حرف مانند :حروف جاره، ناصبه، جازمه و …..
2-عامل، غیرعامل
3-نوع بناء حرف : مبنی بر فتح – مبني برکسر-مبني بر سکون – مبني برضم
مثال: تحلیل صرفی (فی) = حرف ، حرف جر، عامل، مبنی بر سکون.