عدد اسم به همراه تمرین ( قواعد عربی اول)

مفرد، مثنّی ، جمع:

اسم مفرد اسمی است که نشانه ندارد و بر یک نفر یا یک چیز دلالت دارد..مانند : قلم /رَجُل /کتاب/ محفظة


اسم مثنی اسمی است که بر دونفر یا دو چیز  دلالت دارد و نشانه ی آن

 ( انِ ) و ( یـنِ ) در انتهای کلمه است .

 مانند :تلمیذانِ / تلمیذَیـنِ / تلمیذتانِ / تلمیذتَـینِ


جمع نیز یا سالم است و یا مکسّر :


جمع مکسر تقریباً قاعده ی خاصی ندارد  و باید آن ها را از پیش شنیده باشیم . مانند : علوم - التلامیذ - اشجار


جمع سالم مذکر دو نشانه دارد . ( ونَ ) و (ینَ ) مانند :

معلّمونَ و معلّمینَ

جمع مونث سالم نیز یک نشانه دارد و آن الف و تاء است . مانند : تلمیذات


نکته : وقتی که اسم جمع مونث سالم را به مفرد بر می گردانیم حرف (ة) دوباره به آن بازمی گردد. مانند فلاحات و مهندسات که مفرد آن ها می شود : فلاحـة و مهندسة .


تمرين: هر كلمه را به مشخصّات آن وصل كنيد:

تلميذتانِ                    مفرد مذكّر

موظَّفونَ                     مثنّی  مذكّر

مَفاتيح                        جمع مذكّر

حَذّاء                           مفرد مؤنّث

جُنديّانِ                        مثنّی  مؤنّث

صديقات                       جمع مؤنّث

طبيبة                          جمع مكسّر

ترجمه متن درس اول متوسطه

 

﴿…هَبْ لـﻰ حُكْماً وَ ألْحِقْنـﻰ بِالصَّالِحينَ﴾


به من حکمت ببخش و مرا به درستکاران ملحق کن .(بپیوند) 


ياربِّ     

قَوِّ عَلَی خدمتِكَ جَوارِحـﻰ!   و ﭐشْدُدْعلی العَزيمةِ جَوانِحـﻰ!


پروردگارا ، اعضاي بيروني بدن مرا براي خدمت به خودت قوي كن واعضاي


 دروني بدن مرا براي برخورداري از عزمي راسخ ،استوار بدار (ياري كن) .


فإليكَ يا ربِّ   نَصَبْتُ وَجهـﻰ.

و إليكَ يا ربِّ   مَدَدْتُ يَدﻯ.


پروردگارا چهره ام را به سوي تو قرار دادم و اي پروردگار ، دستم را به

 سوي تو دراز كرده ام .


يا سابغَ النِّعَمِ يا دافِعَ النِّقَمِ!

صَلِّ علی مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ و ﭐفْعَلْ بـﻰ ما أنْتَ أهْلُه.


اي كسي كه فراخيِ نعمت را به كمال داده است و اي بر طرف كننده ي


  بلا ها . بر محمّد و خاندان محمّد درود بفرست و براي من آنچه را كه تو


 شايسته آن هستي انجام بده .(با من چنان کن که تو شایسته ی آن

 هستی.)

آزمون درس اول عربی 1

درس دوم عربی سال اول
زيارةٌ الحبيب :‌ديدار محبوب

كلمه ها و تركيب هاي تازه
اَسْلَمْ : اسلام آورد . مسلمان شد
طَرَق َ : زد ، كوبيد
أفرغَ : فرو ريخت
عفواً : ببخشيد
افرغْ علينا صبْراً :به ما صبر عطا كن
فاحَ – يَفوحُ : پراكنده شد
بَعْدَ قليلٍ : اندكي بود
قِبلَ : طرف، سمت
تَفَضّل : بفرما
قدِرَ : توانست
الْجزيل : فراوان
كلّمَ : صحبت كرد
شُكراً جزيلا : بسيار متشكرم
النّص : متن
حبيب : محبوب
نَفِدَ : تمام شد
الرّعاية : توجه
نهَضَ : برخاست
ذات ليْلة : شبي
هنيئاً : گوارا باد
سُمَحَ –َ : اجازه داد
يا للسّعادة : چه سعادتي
العجوز: پيرزن
ختَشّ : جستجو
قَرَنَ : نام قبيله اي در يمن
القلق : نگران
القليل : كم ، اندك
السّنين : جمع سنة ، سال


سوال هاي كنكوري درس دوم

1-    ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟

الف) قد اسلمتُ منذ مدّةِ : از مدتي پيش اسلام آورده ام
ب) لَقد نَفِدَ صبري : صبرم تمام شده است
ج) قَرُبَ من مدينة النبي : از شهر پيامبر (ص) مديه دور شد.
د) ربّنا اَفْرغ عَليْنا صبْراً : اي پروردگار ما به ما صبر عطا كن
2 – ترجمه كدام گزينه صحيح نيست؟

الف) الجزيل : ناچيز
ب) الحبيب :‌محبوب
ج) ذاتَ ليلةٍ : شبي
د) السّنين :‌سال ها
3– كدام گزينه ثلاثي مجرد است؟

الف) يَخْرُجُ
ب) يُخْرِجُ
ج) أَخْرَجَ
د) أِخراج
4 – كدام گزينه از باب افعال است؟
الف) عَلموُا
ب) يَعْلَمُ
ج) اعْلَمْ
د) علّمَ
5 – كدام گزينه از باب افعال است؟

الف) هاجَروا
ب) أَرْسَلْنا
ج) تُكذّبانِ
د) صدّقَ
6 – كدام گزينه از باب مفاعله است ؟

الف) انزَلنا
ب) نزّلْنا
ج) جاهَدوا
د) أَخْطَاْتَ
7 – كدام گزينه از باب تفعيل است؟

1.    تُجاهدينَ
2. تُسبّحُ
3. اَحْسنْتُمْ
4. يطعَمون
8 – ميزان براي تشخيص حروف زايد و باب ها كدام صيغه است؟

2.      الف) اولين صيغه ي مضارع
ب) هفتمين صيغه امر
ج) مصدر
د) اولين صيغه ي ماضي
9 – ميزان براي تشخيص ثلاثي مزيد و ثلاثي مجرد كدام صيغه است؟

3.      الف) اولين صيغه مضارع
ب) اولين صيغه نهي
ج) اولين صيغه ماضي
د) اولين صيغه امر
10 – كدام گزينه ، مصدر ثلاثي مزيد نيست؟

4.      الف) نزُول
ب) مُجاهدة
ج) جهادِ
د) انْزال
11 – كدام گزينه نمي تواند جمله (اَنْتَ ….) را كامل كند؟

5.      الف) تُساعِدَُ
ب) ساعَدْتَ
ج) تلميذٌ
د) يُساعِدُ
12 – كدام گزينه در موقع ساختن فعل امر به همزه نياز دارد؟

6.      الف)‌تَعَلّمُ
ب) تُكِْرمُ
ج) تُجاهِدُ
د) تُجاهدينَ
13 – همزه فعل امر كدام باب مفتوح است؟

7.      الف) افعال
ب) تفعيل
ج) مفاعلة
د) تفعيل و مُفاعلة
14 – كدام گزينه نمي تواند جمله (هيَ ….) را كامل كند؟

8.      الف) تُعلّمُ
ب) علّمتْ
ج) يُعلّمُ
د) تلميذةٌ
15 – كدام گزينه جمله اَنْتُنَّ …. في الصّلاة را كامل مي كند؟

9.      الف) تُشاركونَ
ب) يُشارکن

       ج) تُشارکنَ

      د) یُشارکونَ

 

آغاز سال تحصیلی 92-91

آغاز مهر ماه بهار تعلیم وتربیت بر تمامی دانش آموزان عزیز مبارک باد.  امید وارم در سایه عنایت الهی


وسعی وتلاش دو چندان سال تحصیلی را با موفقیت و بهروزی به پایان برسانید. محمد علی امینی


دبیر عربی و مولف کتابهای کمک آموزشی عربی  « مشهد مقدس مهر ماه 1391 »

شناخت ضماير درس 6 عربي اول متوسطه

 ضمیر: کلمه ای است که به جای اسمی می نشیند و از تکرار اسم جلوگیری می کند.

 مانند: أنَا (من) أَنتَ (تو) هُوَ (او) .

 ضمیر بر دو نوع است :

الف) منفصل : ضمیر منفصل آن است که آن را به تنهایی و مستقلا بتوان در جمله به

کار برد مانند: هُوَ (او) نَحْنُ (ما). ضمیر منفصل خود بر دو نوع است: 

1- ضمیر منفصل مرفوع که فقط در موقع رفع به کار می رود یعنی به جای اسم مرفوع

می نشیند مثلا مبتدا واقع می شود مانند: هُوَ (او) أَنْتَ (تو) أَنَا (من) ضماير منفصل

منصوبي عبارتند از :

هوَ هما هُم / هي هما هُنَّ

انتَ انتما انتم / انتِ انتما انتُنَّ

            اَنا  - نَحنُ

2- ضمیر منفصل منصوب که فقط در موارد نصب به کار می رود یعنی به جای اسم

منصوب می نشیند مثلا مفعول واقع می شود


مانند: اِیّاهُ (او را) اِیّاکَ (تو را) اِیّایَ (مرا).

ب )  ضمیر متصل آن است که همیشه به کلمه دیگری متصل باشد و هیچگاه به تنهایی

به کار نمی رود.


 مانند ضمیر «تَ» در نَصَرْتَ (یاری کردن) و یا ضمیر «نا» در ضَرَبْنا (زدیم).

ضمیر متصل بر دو قسم است .

1-  ضمیر متصل به فعل، كه عبارتنداز :  ا ، و ، نَ ، تَ ، تُما ، تُم ، تِ ، تُنَّ ، تُ ، نا ،

ی. ضمایر متصل به فعل اگر به فعل معلوم متصل شوند فاعل و اگر به فعل مجهول

متصل شوند نائب فاعل می باشند. به همین سبب آنها را ضمایر متصل مرفوع

می نامند.

2- ضمایر متصل به هر سه قسم کلمه عبارتند از:

 هُ ، هُما ، هُم ، / ها ،هما  هُنَّ ، /کَ ، کُما ، کُم / کِ ،كما کنَّ ،/ ی ، نا.

ضمایر متصل به هر سه قسم کلمه اگر به اسم متصل شوند مجرورند زیرا مضاف الیه

می باشند و اگر به فعل متصل شوند منصوبند زیرا مفعولند و اگر حرف جر بر سر آنها

در آید مجرور به حرف جر می باشند از این جهت اگر منصوب باشند آنها را ضمیر

متصل منصوبي و اگر مجرور باشند آنها را ضمیر متصل مجروري  مي گویند.

 

   تمرين ضمير: نوع ضمير را در جملات زير مشخص كنيد

   الف) أنتنّ  تـُرَ بّـينَ  أوْلادَكُنَّ علـﯽ الخَيرِ .

    ب) أنتما تلميذتانِ تـَجْـتهدانِ في دُروسِكما .

    ج) نحنُ نـُحاولُ أنْ نـَعْمَلَ وَ مِـنَ اللهِ التوفيقُ .

     د) قال الإمامُ الصادقُ (ع) : لا تـَصْحَبوا أهلَ البـِدَع ِ وَ لا تـُجالـِسوهُم فتـَصيـروا عِـند الله كَواحِـدٍ مِـنهُـم .

    هـ) « إنا أنزلناهُ في ليلةِ القدرِ . »

     و) « إنَّ شانِـئـَكَ هُوَ الأبْـتـَر . »

     ز) « فـَسَبـِّـحْ بـِحَمْدِ رَبِّـك وَ اسْتغْـفـِرْهُ ، إنهُ كانَ توّابا ً. »  

    ح) « هُوَ الـّذي خَلـَقَ لكُمْ ما في الأرضِ جَميعاً ثــُمَّ اسْـتوَﻯ إلـﯽ السَّماءِ فسَوّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ . »  

 

 

 

 

چند توصيه براي مطالعه درس عربي


 

۱-معلم و دانش آموز ، باعث ايجاد انگــــــيزه ی يادگيری برقراری ارتباط عاطفی ميان معلم و دانش می شود.

 

 

۲- يكی از عوامل مؤثر در يادگيري، انجام پيش مطالعه است ، يعنی درسی كه هنوز تدريس نشده است، مورد مطالعه ی قبلی دانش آموز قرار گيرد. داشتن اشتباه در اين مورد ، امری طبيعی است.

 

۳- يادگيری كلمات جديد هر درس ، نقش بسيار مؤثری در فراگيری درس دارد. ترجمه ی متن درس و ترجمه ی جملات مربوط به تمرين ها ، در گرو دانستن معنی اين كلمات است. برای خواندن كلمات جديد و يادگيری معانی آن ها ، دانش آموز در ابتدا به واژه نامه ی كتاب مراجعه می كند و از آن جا كه ممكن است ، برخی كلمات به طور كامل در واژه نامه ، علامت گذاری نشده باشند ، كلمات مورد نظر را در متن درس می يابد و با توجه به تلفظ صحيح آن ها ، معانی كلمات را با تكرار و تمرين مناسب در ذهن نگه داری می كند.

 

۴- پس از يادگيری كلمات جديد درس و اطمينان از يادگيری كامل آن ها ، وظيفه ی   دانش آموز ، خواندن متن عربی و صحيح خوانی آن است. البته متن عربی درس حداقل يک  بار بايد پيش مطالعه شده باشد. متن درس هر چه بيشتر خوانده شود ، در يادگيری مؤثرتر است. در خواندن متن درس در دفعات پايانی ، دانش آموز معمولاً توانايی خواندن متن را به شكل صحيح پيدا می كند و چگونگی بيان جملات را درمی يابد.

 

۵ – پس از خواندن متن ، دانش آموز نسبت به ترجمه ی آن به فارسی اقدام می كند. برای انجام اين كار ، دانش آموز ، علاوه بر دانستن معانی كلمات جديد ، بايد معنی كلمات خوانده شده ی قبلی را نيز بداند. به عبارتی بايد معنی هريک  از واژه ها را بداند. برای دستيابی به معنی اين كلمات ، بهترين كار ، مراجعه به اين كلمات در درس های قبلی و يا كتاب های پايه ی اول و دوم است.

 

۶ – سعی شود جملات به فارسی روان معنی شوند و از حفظ كردن معنی جملات ، بدون دانستن معانی يكايک  كلمات خودداری شود. زيرا اين امر يكی از عوامل خستگی دانش آموز است و اين كار نه تنها سودی برای دانش آموز ندارد ، بلكه باعث افزايش كار دانش آموز و كاهش كارآيی او می شود. زيرا معمولاً تعداد جملات از تعداد واژه ها بيشتر است و حفظ كردن معنی جملات سنگين تر از حفظ كردن واژه هاست.

 

۷ – دانش آموز ، پس از ترجمه ی جملات مورد نظر ، جهت اطمينان از پاسخ صحيح ، به پاكنويس خود مراجعه می كند و در صورت داشتن خطا ، مورد را ، بررسی و اصلاح می نمايد. هنگام مطالعه ی پاكنويس ، جملات بعدی بايد با وسيله ی مناسبی پوشانده شود تا چشم دانش آموز ، با آن ها برخورد نداشته باشد.

 

۸- قواعد درس در كتاب بسيار خلاصه است با توجه به شيوه های ابتكاری معلمان محترم  كه به طورجزوه در اختيار دانش آموزان قرار داده می شود  مورد بررسی قرار می گيرد.

 

۹ – پس از مطالعه و ترجمه ی متن و مطالعه ی قواعد ، به تمرين درک  مطلب پرداخته می شود.

 

۱۰ – تمرين های بعدی با توجه به موارد گفته شده ، مورد بررسی و مطالعه ی دانش آموز قرار می گيرد.

 

۱۱ – از دانش آموزان خواسته می شود كه مطالب كتاب را در كتاب البته در برگه هاي الصاقي بنويسند تا در دسترس دانش اموز باشد.

 

۱۲ – كتاب های كمک  آموزشی در درس عربی بر دو نوع اند: نوعی از آن ها ، متن   درس ها را ترجمه كرده و پاسخ تمرين ها را در اختيار دانش آموز قرار می دهند. دانش آموزی كه از اين كتاب ها استفاده می كند ، معمولاً قدرت تفكر خود را از دست می دهد و فقط به حفظ كردن پاسخ ها می پردازد. نوعی ديگر از كتاب ها ، با طرح سؤالات و  پرسش ها ی مختلف ، باعث ايجاد تفكر در دانش آموز می شوند كه البته بايد در انتخاب    آن ها دقت كرد. ضمناً برخی از اين كتاب ها به طرح مباحث خارج از كتاب   می پردازند كه ضرورتی به مطالعه ی آن ها نيست.

 

۱۳ – در عربی دوم انساني ، يادگيری درس اول از نظر قواعد ، اهميت بسيار زيادی دارد. زيرا مجموعه ی اين قواعد ، تشكيل دهنده ی تركيب جملات كه در درسهاي ۹و۱۰ عربی اول است ، ضرورت دارد دانش آموز آن ها را بداند.

 

۱۴ – در عربی دوم ، يادگيری كل قواعد كتاب   اهميت بسزايی دارد و دانستن درسهاي ۸ و۹ و ۱۰ ضروري است.

 

۱۵ – برای حل بسياری از تمرين هاي ترجمه اي  در عربی دوم و حتي كنكورمی توان از درس اعراب فعل مضارع استفاده كرد و بطور كلي درس پركاربردي است.

 

۱۶ – در عربی سوم بعد از اعلالها  بخش منصوبات ، بسيار مهم است. زيرا نه تنها در ترجمه ی متن ها به دانستن انها نيازمنديم ، بلكه براي قوي شدن تركيب به دانستن اين قواعد احتياج داريم.

 

۱۷ – در پايان پيشنهاد می شود كه دانش آموزان ، جهت بالا بردن كيفيت يادگيری ، در  بحث های گروهی شركت نمايند.

۱۸-دانش آموزان كنكوري بايد بدانند كه ۴۰%كنكور از سئوالات ترجمه اي مي باشد و نكات ترجمه اي كتاب در حدود ۳۵ نكته راحت و قابل فهم ميباشد كه با كمي تمرين وممارست مي توانيد اين ۸ سئوال را پاسخ دهيد.

 

حا ل :

    اسمـﯽ است مشتق ، نكره و منصوب که :

       1-حالت فاعل ، مفعول یا بقیه ی نقش های جمله را بیان می دارد  و در جواب ِ : در چه حالت ؟ چگونه ؟ و ..

      2--معادل قید حالت فارسی است .

       3-مشتق بودن ِ حال فقط شامل اسم فاعل ، اسم مفعول و صفت مشبهه می گردد .

       4-کلمه ای که حالت آن بیان می شود ، "ذوالحال" یا "صاحب حال" نام دارد .

      5-چون حال ، مشتق است ، پس باید از نظر جنس با ذوالحال خود مطابقت داشته باشد .مثال :  جاءَ التلميذُ مسرورا ً – جاءَت التلميذةُ مسرورة ً – رايتُ التلميذاتِ مسرورات ٍ

انواع حال    

  1-  مفرد : يذهبُ الطالبُ إلـﯽ المدرسة مَسرورا ً . (دانش آموز، شادمان به مدرسه می رود .)

 

    2- جمله حاليه اسميّه : يذهبُ الطالبُ إلـﯽ المدرسة و هُوَ مَسرورٌ

                                

       3- جمله حاليه فعليّه :   يذهبُ الطالبُ إلـﯽ المدرسة يَسُرّ  ُ.

 

  توجّه :

1.     حال ، نكره است و ذوالحال معرفه .

2.     براﯼ پیداکردن ذوالحال بايدبه دنبال كلمه يا ضميرﯼ بگرديم كه نزديک تر به حال است :

       التلاميذ ُ يَكتبـونَ دُروسَهُم صامِتين َ.

3.     گاهی بین جمله ی اصلی و جمله ی حالیه "واو" ی می آید که به آن "واو حالیه" گفته می شود .

4.     اگر در جمله ای از کلمه ی " وَحْـدَ " استفاده شود (که همیشه هم باضمیر می آید) ، بااین که جامد است ، اما حال محسوب می گردد  زیرا به معنی "مُـنـفـَرِدا ً " می باشد .

5.     – جمله حاليه از نظر اعراب محلا ً منصوب است .

تمرين : درجملات زير حال نوع حال وصاحب حال را پيدا كنيد:

الف ) يعيش ُ المومنون في الدنيا قانعينَ

ب) جلسَت الطا لبة تكتبُ

ج) المومناتُ يَدخلنَ الجنّةَ شاكراتٍ

د) يجلس ُ الوالدُ في الغرفةِ وهوَ فرحٌ                                          

 

 الدرس الرابع : حال - عربي سوم رياضي

  الدرس الرابع : حال

 

   اسمـﯽ است مشتق ، نكره و منصوب که :

  حالت فاعل ، مفعول یا بقیه ی نقش های جمله را بیان می دارد  و در جواب ِ : در چه حالت ؟ چگونه ؟ و .. می آید و   معادل قید حالت فارسی است .

     کلمه ای که حالت آن بیان می شود ، "ذوالحال" یا "صاحب حال" نام دارد .

  نكته :  چون حال ، مشتق است ، پس باید از نظر جنس با ذوالحال خود مطابقت داشته باشد . جاءَ التلميذُ مسروراً – جاءت التلميذةَ مسرورةً

 اانواع حال :

   1-   مفرد : يذهبُ الطالبُ إلـﯽ المدرسة مَسرورا ً . (دانش آموز، شادمان به مدرسه 

   مي رود )

    2- جمله :    الف) اسميه  :   يذهبُ الطالبُ إلـﯽ المدرسة وهو مسرورٌ

                      ب) فعليه :      يذهبُ الطالبُ إلـﯽ المدرسة يَسُرّ  ُ.

   توجّه :

1.     حال ، نكره است و ذوالحال معرفه .

2.     براﯼ پیداکردن ذوالحال بايدبه دنبال كلمه يا ضميرﯼ بگرديم كه نزديک به حال باشد : التلاميذ ُ يَكتبـونَ دُروسَهُم صامِتين َ.

3.     گاهی بین جمله ی اصلی و جمله ی حالیه "واو" ی می آید که به آن "واو حالیه" گفته می شود .

4.     اگر در جمله ای از کلمه ی " وَحْـدَ " استفاده شود (که همیشه هم باضمیر می آید) ، بااین که جامد است ، اما حال محسوب می گردد ؛ زیرا به معنی "مُـنـفـَرِدا ً " می باشد .                                          

ترجمه درس 3 عربي اول

 

 درس سوم

دانش آموز نمونه


ارزان است ... ارزان است ... !

لباس هاي زيبا ... كفش هاي شيك ... ! همه چيز ارزان است ... بشتابيد... بشتابيد .


اين بسيار زيباست ... بهاي (قيمت) آن گران است!

اي پسرم انتخاب كن . به بها (قيمت)فكر نكن .


درگوشه اي از خيابان 

روزنامه روزنامه عصر اخبار مهم   اخبار مهم 


آيا روز نامه فروش را مي سناسي 

نه اورا نمي سناسم او دانش آموز مدرسه ما است


او دانش آموز است  بيچاره  حتما در درسهايش ضعيف است


مادر ! چرا اين دانش آموز مشغول روزنامه فروشي است؟

آيا درس ندارد؟!


بله ولي اينان از خواندن درسها فرار مي كنند.

 آنان تنبلي مي كنند ... حتماً ... هيچ شكّي نيست.


ولي  تو را چه مي شود كه درنگ مي كني(مي انديشي) ... ؟!

خورشيد سوزان است ... فردا جشن است .

در خانه


مادر!جشني در مدرسه بر گزار مي شود.


چيز زيبايي است ! به چه مناسبتي؟

براي تعيين دانش آموز نمونه.


او كيست؟

نمي دانم ... حتماً آن پسر  . نمي دانم  . نمي دانم .


به هر حال ... آيا با هم مي رويم اي مادر؟

اي پسركم! تو مي داني كه فردا وقت تحويل قاليچه به صاحبش است. 

نمي توانم، متأسفم .


عيبي ندارد.


قبل از طلوع صبح بيدار شد و وضو گرفت و بعد از نماز ، خودش را براي رفتن آماده كرد 

... پس به تنهايي رفت .


در مدرسه :


خوش آمديد ... خوش آمديد ... بفرماييد ... بفرماييد ...

خيلي متشكّرم


و بعد از چند دقيقه مراسم شروع شد و بعد از اجراي نمايشنامه اي و سرودي ...


ما اينجا براي بزرگداشت دانش آموز ي نمونه جمع شده ايم ... او براي همه الگوست ... در اخلاق ... در درس ... وكار. اين وي است "سعيد" .


خدايا ! چه مي بينم ؟ او همان فروشنده است .

پسركم ... پسركم ... اشتباه كرده ام ... نه ... نه .... او موفّق است .


در حقيقت ما تنبلي و سستي مي كنيم .


سعيد جلو آمد و مدير به گرمي از او استقبال كرد 

و بعد از دست دادن با او مدال تلاش و فعّالّيت را به گردن او آويخت

 و جايزه اي به او بخشيد.

 

قواعد درس دوم عربی سال سوم ریاضی وتجربی

   

اعلال در فعل هاي معتل ناقص

1)ماضي: در صيغه هاي ماضي معتل ناقص بروزن(فَـعَـلَ) اوّلين صيغه اعلال به قلب دارد

مانند :  دَعوَ = دَعا

وصيغه هاي 3،4،5 اعلال به حذف صورت مي گيرد .

 مانند : دَعَوَتْ= دَعَتْ /  دَعَووا= دَعَوْا /   دَعَوَتا= دَعَتا

نكته : در بقيه صيغه ها اعلالي روي نمي دهد.

 نكته:هرگاه فعل معتل ناقص بر وزن فَعِلَ باشد فقط در يك صيغه اعلال روي مي دهد.

يعني فقط در صيغه ي سوم اعلال به حذف روي مي دهد ودر بقيه صيغه ها اعلال ندارد.

 خَشيَ = خَشُوا /   رَضِِِيَ = رَضُوا

2)مضارع: هنگام ساختن مضارع ناقص اعلال به اسكان صورت مي پذيرد.

 مانند: دَعا +  يَفعُلُ  = يَدعُوُ   = يَدعُو 

در صيغه هاي مضارع معتل ناقص صيغه هاي 3،9،10 اعلال به حذف روي مي دهد

 وحرف عله حذف مي گردد .

مانند : يَهديونَ  = يَهدونَ (صيغه 3) : تهديونَ  = تهدونَ (صيغه9)

تَهديينَ = تَهدينَ (صيغه 10)

تذكر:اگر فعل مضارع بر وزن يَفْعُلُ باشد جمع هاي مذكر و مؤنث بر يك وزن بكارمی رود .

يَفْعُلُ= جمع مذكرو مؤنث غائب=يَدعُونَ

يَفْعُلُ=جمع مذكر ومؤنث مخاطب= تَدْعوُنَ

و اگر فعل بر وزن يَفْعِلُ باشد صيغه ي مفرد مؤنث مخاطب و جمع مؤنث مخاطب مانند هم بكار  مي روند.

يَفْعِلُ= مفرد و جمع مؤنث مخاطب= تَهْدَينَ

۳)أمر : هنگام ساختن فعل امر ناقص در صيغه اول حرف عله حذف مي شود .

مانند : ترجُو  =  اُ رجُ  /   تهدِي  = اِهدِ

همچنبن هنگام صرف فعل أمر ناقص درصيغه هاي 1،3، 4،اعلال به حذف ضورت مي گيرد

وبقيه صيغه ها بدون اعلال مي باشند.

تست درس دوم

۱)كدام خطا است؟

الف)لمّا يقوم   ب)لم يَقم    ج)لمّا يقوما   د)لم يقوموا

۲) اِقضِ چه نوع فعلي است؟

الف)ناقص      ب)صحيح     ج) اجوف       د)مثال

۳) مفرد مؤنث مخاطب يَنجو كدام است؟

الف)تنجوين   ب)تنجينَ     ج)ينجونَ     د)ينجينَ

 

قواعد درس اول سال سوم ریاضی و تجربی

  

        اقسام فعل از نظر حروف اصلي:       1)فعل معتل   2)فعل صحيح

     فعل معتل:

         به فعل هاي كه يكي از حروف اصلي آن حروف عله(و،ا،ي)    باشد فعل معتل مي گويند.

 فعل معتل به چهار دسته تسقيم مي شود:

1)  فعل معتل مثال :  فعلي كه اولين حرف اصلي آن حروف عله  باشد.مانند(وعد)

2)  فعل معتل اجوف: به فعلي كه دومين حرف آن عله باشد. مانند (قَال، عاد)  

3)  فعل معتل ناقص :فعلي كه سومين حرف آن حرف عله باشد. مانند(دعا، تلا)

4)  فعل معتل لفيف: فعل هاي كه دو حرف اصلي آن حرف عله باشد. مانند (روي ، ولي)

 

فعل صحيح :

به فعل هاي گفته مي شود كه در ساختمان اصلي آن (حروف اصلي آن) حروف عله به كار نرفته باشد و به سه دسته تقسيم مي شود .

1)فعل مهموز:فعلي كه يكي از حروف اصلي آن همزه باشد كه اگر اول باشد مهموز فاء و اگر دومين

حرف باشد مهموز العين واگر سومين باشد مهموز اللام گفته مي شود. (أمر،سأل،بدأ)

   2) فعل مضاعف:فعلي كه دو تا از حروف آن هم جنس باشد. مانند :(يَمُدَّ، زَلْزَلَ)

   3)فعل سالم :فعلي كه در آن حرف عله و همزه وحرف همجنس به كار نبرده باشد. مانند(كَتَبَ،خَرَجَ)

 اعلال

     به تغييراتي كه بر روي حروف عله روي مي دهد گفته مي شود و به سه دسته تقسيم مي شود:

  1)اعلال به اسكان:هر گاه حركت حرف عله در فعل هاي معتل حذف ويا به حرف ما قبل داده شود اعلال

به حذف صورت گرفته است و در موارد زير روي مي دهد:  

الف)هر گاه حرف عله در آخر فعل مضارع معتل ناقص قرار بگيرد ساكن مي شود.مانند:(يَدْعُوُ=يَدْعُو)

 

ب‌ )هرگاه حرف قبل از حرف علّه ساكن باشد حركت حرف علّه به حرف ساكن داده مي شود و حرف عله

ساكن مي شود. مانند: (يَقْوُلُ= يَقُوْلُ )

2)اعلال به قلب : هرگاه حرف عله به حرف ديگري تبديل شود گفته مي شود و در موارد زير روي ميدهد :

الف)حرف عله  متحرك ما قبل مفتوح به الف تبديل مي شود . مانند :(قَوَلَ= قالَ)،(بَيَعَ= باعَ)

ب)هرگاه حرف قبل از حرف عله كسره داشته باشد حرف عله به ياْء تبديل مي شود.

 مانند:(مِوْزان= ميزان  ،مِوْلاد= ميلاد)

3)اعلال به حذف: هرگاه حرف عله در فعلهاي معتل حذف گردد اعلال به حذف گفته مي شود و در موارد زير روي مي دهد :

الف) هرگاه حرف عله واو در مضارع معتل مثال معلوم ثلاثي مجّرد بعد از حروف مضارعه قرار بگيرد حذف

مي گردد. مانند :‍ (يَوْلِدٌ= يَلِدُ،يَوْضَعُ= يَضَعُ)

ب)هرگاه حرف بعد از حرف علّه ساكن شود حرف عله حذف مي شود. مانند :(قالنَ= قُلنَ  )

ج)هرگاه حرف بعد از عله يكي از حروف واو يا ياء باشد حرف عله حذف مي گردد.

 مانند :(يَدْعوونَ= يَدْعُونََ،تَدْعوِينَ= تَدْعِينَ)

د)هرگاه حرف عله در آخر فعل مضارع معتل ناقص قرار بگيرد هنگام مجزوم شدن فعل حرف عله حذف

 مي گردد. مانند :  مضارع          أمر          نهي

                          تَدْعُو           اُدْعُ          لاتَدْعُ

    اعلال در معتل مثال

1) ماضي: در صيغه هاي فعل ماضي معتل مثال هيچ اعلالي روي نمي دهد.

2)   مضارع: در صيغه هاي فعل مضارع معلوم ثلاثي مجرد معتل مثال واوي حرف عله واو حذف مي گردد.

مثال : وجدَ + وزن يَفعِلُ = يَوجِدُ – بعد از اعلال مي شود : يَجِدُ .   

          يَجِدُ       تَجِدُ               تَجِدُ          تَجِدينَ

          يَجِدانِ    تَجِدانِ           تَجِدانَ        تَجِدانِ             أجِدُ

          يَجِدُونَ   يَجِدْ نَ           تَجِدُونَ       تَجِدْ نَ             نَجِدُ

3)أمر:در صيغه هاي أمر معنل مثال واوي حرف عله حذف مي گردد.    

                 مضارع        أمر             مضارع            أمر

                  تَجِدُ            جِدْ              تَجِدينَ         جِد‌ِئ

                تَجِدانِ          جِدْا              تَجِدانِ          جِدا

               تَجِدُونَ         جِدْوا             تَجِدْنَ           جِدْنَ

 

اعلال در معتل اَجوف

1)ماضي: در صيغه هاي فعل ماضي معتل اجوف 5 صيغه اول اعلال به قلب دارد واز صيغه 6 تا آخر اعلال به حذف دارد.

قالَ       قالَتْ             قُلْتَ        قُلْتِ         

قالا       قالَتا             قُلْتُما      قُلْتُما             قُلْتُ

قالُو      قُلْنَ             قُلْتُم        قُلْتُنَّ             قُلْنا

تذكر:بايد توجّه داشت در صيغه هاي فعل ماضي از صيغه ي 6 تاآخر بعد از حذف حرف عله اگر حرف عله

واو باشد اول فعل ضمه و اگر حرف عله يا ء باشد حرف عله كسره مي گيرد.

2)مضارع:در صيغه هاي فعل مضارع اجوف دو صيغه جمع مؤنث (  6  و12 ) اعلال به حذف دارد .

 

  يَقُولُ     تَقُولُ             تَقُولَ       تَقُولينَ ِ

 يَقُولانِ    تَقُولانِ          تَقوُلانِ      تَقُولانِ           اَقُولَ

يَقُولوُنَ    يَقُلْنَ             تَقُولوُنَ      يَقُلْنَ             نَقُولُ

3)أمر:در صيغه هاي أمر معتل اجوف صيغه 1 و 6 حرف عله حذف مي شود.

 قُلْ -  قوُلا  -  قوُلوا  - فُولي  - قُولا  -   قُلنَ

تست های درس اول

1)استيضاح از نظر ريشه چه نوع معتلي است؟

الف)اجوف      ب)ناقص      ج)مثال واوي     د)مثال يايي

2)ما هو الخطاءعن فعل«صِلْ »؟

الف)مفرد مذكر غائب                ب)اعلال به حذف

   ج)مثال                                      د)فعل أمر

3)جمع مؤنث غائب فعل (سارَ)كدام است؟

الف)سارْنَ      ب)ساروُا      ج)سِرْنَ      د)سِرْتُنَّ

 

قواعد درس اول عربی 1 متوسطه

 

  الدرس الاول – درس اول :

كلمه ها و تركيب هاي تازه :
الحَقَ :‌ملحق كرد
الحقْني بالصّالحين : مرا به درستكاران ملحق كن
الْأَهْل : شايسته
الْجوارح : اعضاي (بيروني) بدن
قوّ علي خدْمَتِكَ جوارجي :‌اعضاي بدن را براي خدمت خودت توانمند كن
الْجوانح : اعضاي (دروني) بدن
اَشْدُدْ علي العزيمة جوانحي : اعضاي بدن مرا براي برخورداري از عزمي محكم ، استوار بدار
الْحُكم‌:‌حكمت
السّابغ : گسترش دهنده
يا سابغَ النّعم : اي بخشنده نعمت هاي فراوا
نَصَبْتُ وجهي : روي آورده ام
النّقم :  بلا ها، بدبختي ها
اليكَ : به سوي تو
العزيمة : اراده قوي
شدّ – شِدّ : نيرومند ساخت
قويّ ، يقوّي : توانمند كرد
هَبْ لي : به من عطا كن

 

  فعل ماضي :
فعل ماضي از يك ريشه (ماده ، بن ) به علاوه تعدادي «ضمير» ساخته مي شود.
صرف فعل ماضي :

 

 

مفرد

مثني

جمع

غايب مذكر

 

ذَهَبَ

ذهبا

ذهبوا

مؤنث

 

ذَهَبَتْ

ذهبَتا

ذَهَبْنَ

مخاطب مذكر

 

ذَهبتَ

ذهبتما

ذهبتم

  مؤنث

 

ذَهَبتِ

ذهبتما

ذَهبتُنَّ

متكلم ( ذهَبْتُ - ذَهَبْنا)  

 

  فعل مضارع : فعل مضارع ، علاوه بر ريشه و ضمير تعدادي علامت ديگر هم دارد
صرف فعل مضارع :

 

مفرد

مثني

جمع

غايب مذكر

 

يَذهبُ

يَذهبانِ

يذهبون

غايب مؤنث

 

تَذهبُ

تَذهبانِ

يَذهَبْنَ

مخاطب مذكر

 

تَذهَبُ

تَذهبانِ

تَذهبون

مخاطب مؤنث

 

  تَذهبينَ

تَذهبانِ

تَذهَبنَ

متكلم ( اَذْهَبُ – نَذْهبُ)  

 

  فعل امر : در فعل امر، حروف مضارع حذف شده و به جاي آن حرف «ا» گذاشته مي شود و حرف «نون» نيز جز صيغه مؤنث جمع حذف مي شود .
صرف فعل امر

 

مفرد

مثني

جمع

غايب مذكر

_

_

_

غايب مؤنث

_

_

_

مخاطب مذكر

اِذْهَبْ

اِذهَبا

اِذهَبوا

مخاطب مؤنث

اِذهَبي

اِذهَبا

اِذهبنَ

متكلم ( _ _ )  

 

  همزه فعل امر در بعضي از فعل ها كسره (-ِ) و در بعضي از فعل ها ضمه (-ُ) دارد.
مانند اِذْهَبْ – اِجْلِسْ – اُكْتُبْ
اگر حرف دوم اصلي مضارع (عين الفعل ) ضمه (-ُ) داشته باشد همزه امر نيز ضمه (-ُ) خواهد داشت در غير اين صورت كسره (-ِ) خواهد داشت.
هر گاه حرف «لا» مقابل فعل هاي مضارع مخاطب قرار گيرد، فعل نهي مضارع ساخته مي شود.
صرف فعل نهي :

 

مفرد

مثني

جمع

غايب مذكر

_

_

_

غايب مؤنث

_

_

_

مخاطب مذكر

لاتَذهَبْ

لاتَذهبا

لاتَذهبوا

مخاطب مؤنث

لاتَذهبي

لاتَذهبا

لاتَذهبنَ

 

 صرف ضمير منفصل مرفوعي

 

مفرد

مثني

جمع

غايب مذكر

هَو

هما

هُم

غايب مؤنث

هِي

هما

هُنَّ

مخاطب مذكر

انتَ

انتما

انتم

مخاطب مؤنث

انتِ

انتما

انتُنَّ

متكلم ( أنا - نحنُ )  

 

  روش ساختن فعل امر حاضر:

فعل امر حاضر از مضارع مخاطب مي سازيم و براي اين كار 4 عمل انجام مي دهيم:
1. حرف (ت) را از سر مضارع مخاطب بر مي داريم
2. در صورت نياز بر سر فعل همره (ا) مي آوريم ( درصورتي به همزه نياز داريم كه بعد از حذف «ت» فعل با سكون شروع شود)
3. به اين همزه( ا) حركت مي دهيم اگر حرف اصلي دوم فعل ضمه «-ُ» داشته باشد به اين همزه نيز ضمه «-ُ» ميدهيم در غير اين صورت كسره مي دهيم.
4. ضمه «-ُ» يا نون را از آخر فعل حذف مي كنيم (غير از صيغه جمع مؤنث) مانند: تذهَبُ --> ذْهبُ --> اذهبُ--> أذهَبْ
تُجلسانِ --> جْلسان --> اجْلسان --> اجْلسا
تكتُبونَ --> كْتُبونَ --> اكتُبونَ -->  اُكتُبوا
تذْهبنَ-->ذْهبينَ --> اذْهبينَ -->  اذْهبي

 

  جمله اسميه : جمله اي است كه غالباً با اسم شروع مي شود و دو ركن دارد.

ا. مبتدا
2. خبر
مبتدا :‌اسمي است كه غالباً در ابتداي جمله مي آيد و درباره آن خبري مي دهيم.
مانند : الطّالبُ در جلمه : الطّالبُ جالسٌ
خبر : كلمه يا كلماتي است كه غالباً بعد از مبتدا مي آيد و معني جمله را كامل مي كند و درباره مبتدا خبر مي دهد.
مانند : جالس در جمله الطّالبُ جالسٌ
مبتدا و خبر هر دو مرفوع هستند (رفع مي گيرند)
علامت رفع غالباً (-ُ يا –ٌ ) است.
مانند :‌الطّالبُ(مبتدا) جالسٌ(خبر)  

 

  جمله فعليه : جمله اي است كه غالباً با فعل شروع مي شود و دو ركن دارد :

1. فعل
2. فاعل
فاعل : اسمي است كه كار انجام مي دهد. فاعل نيز مانند مبتدا و خبر مرفوع است. (رفع مي گيرد)
مانند : جلس الطّالبُ علي الكرسيّ .
در بعضي از جمله هاي فعليه علاوه بر فعل و فاعل ، مفعول هم وجود دارد.
مفعول كلمه اي است كه كاربر آن واقع مي شود. مفعول منصوب است (نصب مي گيرد) علامت نصب غالباً (-َ يا –ً ) است.
كَتبَ(فعل) الطالبُ(فاعل) الدرسَ (مفعول)  

 

  تقسيم اسم به مفرد و مثني وجمع :

اسم مفرد :‌كتاب ، قَلَم، محفَظة، مَدْرسة
اسم مثني : انِ : كتابانِ ، قلمانِ ، محفظتانِ ، مدرستانِ
اسم مثني : ين : كتابَيْنِ، قلَمينِ ، محفظتينِ ، مدرستينِ
اسم جمع مذكر : ونَ : معلّم --> معلّمونَ ، مؤمن --> مؤمنونَ
اسم حمع مذكر : ين َ : معلّم --> معلّمين َ ، مؤمن--> مؤمنينَ
اسم جمع مؤنث : ات : معلّمة --> معلّمات، مؤمنة --> مؤمنات
مكسر : نشانه خاصي ندارد : مانند : كتاب --> كتُبُ ، مدْرسة --> مدارِس  

 

نمونه سئوال عربی 2خرداد رشته ریاضی وتجربی

                                      

سؤالات امتحان درس : عربی 2

رشته : ریاضی - تجربی

ساعت شروع :

مدت امتحان :   

سال  دوم  نظام جديد آموزش متوسطه (سالي واحدي)   خردادماه 1387

تاريخ امتحان:  

نمره با عدد    :

نام ونام خانوادگي:

شماره كلاس:

نام دبير:

نمره با حروف:

 

1-تَرجم الی الفارسیه(3 نمره )                 

الف –هَل یَستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون

ب-بیتُ المال فی یدک وانت تَتحدّث عن راتبک

ج-الناسُ لا یحبون الراضیَ عن نفسه

د-ماعرفَ الانسانُ حقیقةَ القمر الا فی قرن العشرین

و-ساعدَ احدُ ساکنی الجزیرة الصیاد فی صیده

ه-حیاةُ العظماء مشعل لهدایة الاجیال

 

2- َاجب علی حسب السئوال الاول (2 نمره )

الف-مَن ساعد الصیاد فی صیده؟

ب-متی عرف حقیقه القمر ؟

ج-ما هو مشعل هدایه الاجیال ؟

د- ُا کتب اعراب الکلمات التی تحتها خط:

العظماءِ :                                     انتَ :

3-اکتب ما طلب منک : (1 نمره )

الثغور (بالفارسیه)      پرندگان (بالعربیه)         الظاهر(المتضاد)          التلامیذ(المرادف)

 

4- للتعریب :  صبر کنید تا حقوقمان را بگیریم. (1 نمره )

 

5-عین الترجمة الصحیحة : (5/1 نمره )

الف-لعلَّ الغیومَ تُمطرُ علینا

۱-کاش ابرها بر ما ببارند 2-امید است ابرها بارانی شوند

ب-هولاءِ الناسُ یُکرِموننی

1-اینها مردمی هستندکه مرا گرامی می دارند2-این مردم مراگرامی میدارند

ج- ُبنیَ مسجدٌ فی مدینةٍ 

۱-مسجدی را در شهری ساختند 2-مسجدی در شهری ساخته شد

 

6-صَحح الاخطاء فی الترجمه : (5/1 نمره )

الف-سُئِلَ المدیرُ عن سراختیاره العجیب :ازمدیر درباره رازاختیار عجیب سئوال کردند.

ب-ا لا تحبون اَن یغفرَ الله لکم :آیا دوست نداشتید که خداوند شما را می آمرزید.

ج-فَلیعبدوا ربَّ هذا البیت :پروردگار این خانه را می پرستند

 

7--عَیِّن نوع المعارف :(5/ نمره )         هولاء الطالبات مجتهدون

 

8-- ترجٍم العبارات : (5/ نمره)     ارغام العدی :               ما کان یمدح :

 

9- شَکِّل ما اُشیر الیها بخط  : (1 نمره)      ِانَّ المساجد بیوت الله فی الارض

 

10-املاء الفراغ مما بین القوسین : (1نمره )

الف- مَن یتا مَّل الکلام .............من الخطا  (یَسلمُ – تَسلمُ – یَسلَم )

ب- عددُ الائمه .................( اثنا عشر – ثانی عشر- اثنتاعشر )

ج-زینا السماءَ الدُّنیا بِ .................(مصا بیحَ- مصا بیحاً – مصا بیحِ )

د-لا ..............اقطعُ من الحق (السیفَ- سیفَ- سیفاً )

 

11-َاعرِب ما اشیر الیه بخط : (1نمره )    ان اللهَ بعثَ الانبیاءَ لهدایه البشرِ

 

12-عیّن الصفه و الموصوف والمضاف والمضاف الیه(1نمره )  

الایامُ الدراسةِ من الایامِ الجمیلةِ

 

13 صحح الاخطاء مع بیان السبب (1نمره ) 

 1-  قَد افلحَ المومنینَ   2- کانَ اللهُ بِما یعملون محیطٌ

 

14-غَیِّر هذه الجمله الی مبنی للمعلوم(1نمره )      خُلِقَ الانسانُ ضعیفاً

 

15-عین الفعل المضارعه ونوعها وعلامة اعرابها (1نمره)  

 الا تُحبّون اَن یَغفرَ اللهُ ذنوبَک

 

16- اِنتخب الاعراب المناسب للکلمات المعینة مما بین القوسین (1نمره )

(مرفوع باعراب فرعی – مجرور تقدیراً – منصوب باعراب فرعی – مرفوع محلاً )

الف-هو الذی ارسلَ رسولهُ بِالهدی

ب- ابوک یُرشدکَ

ج- ِانَّ اللهَ یحّبُ التوابین

17- اکتب التحلیل الصرفی لما اشیر الیه خط (1نمره ) 

  فَاصبروا حتی یحکمَ الله بینناوهو خیر الحاکمین

حتی :

یحکم :

الله :

الحاکمین : 

                                                                          

                                                         " ارجو من الله لکم التوفیق "

                                                    محمد علي الاميني – مشهد المقدسة

 

چرا زبان عربی را باید آموخت ؟     

       سؤال جدی و همیشگی بسیاری از دانش پژوهان این است که چرا ما ایرانیان باید زبان عربی را با همه دشواری هایش بخوانیم ؟ چه لزومی دارد ساعت های زیادی را صرف آموختن این زبان کنیم ؟ پاسخی را که بناست داده شود از دو منظر می باشد .

الف)برون دینی:

 1- یادگیری زبان خود یک هنر می باشد .

2- زبان مانند بسیاری از مسائل فرهنگی و علمی منحصر به قومی نیست تا از یادگیریش پرهیز شود .

3-زبان عربی یکی از زبان های زنده و بین المللی می باشد .

4-دانشمندان ایرانی بسیاری از کتاب های علمی خود را به این زبان نگاشته اند .

5-درک شیرین زبان و ادبیات فارسی بدون دانستن زبان عربی میسر نیست .کافی است که به کتاب های گرانسنگ دیوان حافظ – مثنوی – گلستان و بوستان و ...نگاهی شود تا این کلام بهتر پذیرفته شود .

6-اهتمام به زبان عربی ، اهتمام به احیای فرهنگ غنی ایرانی است .

7- جهت ارتباط با جوامعی که عرب زبان هستند .

8- استفاده از سایت های اینترنتی که به زبان عربی می باشد .

9- استفاده تجارتی در سفرهای سیاحتی به کشورهای عربی .

10-بهره مندی از کانال های تلویزیونی ، مطبوعات و ...بلاد عربی .

11- متخصصین فن ، آن را بهترین زبان می دانند .

12- زبان عربی غیر از عرب ها است که بعضی ها به آن ها حساسیت دارند .

ب)درون دینی :

1-زبان قرآن است ،انا انزلناه قراناً عربیاً ....

2- کلید فهم اسلام است .

3-امامان و بزرگان دین بر یادگیری این زبان تاکید کردند .

4- زبان مشترک امت اسلامی است .

5- درک اسرار پیام الهی و سخنان پیشوایان ، با یادگیری این زبان میسر است .

6- گستردگی آن از زمان تولد با گفتن اذان و اقامه تا مرگ برای ما با خواندن نماز میت و تفهیم تلقین خاص ، می باشد .

7-در سفرهای زیارتی به عتبات عالیات و مکه مکرمه و مدینه منوره استفاده کافی از خواندن ادعیه – زیارات – قرآن خواهد بود .

8- در سنین بالاتر و ایامی که فراغتی بیشتر حاصل می شود انسان دوست دارد با خالق خویش ارتباطی زیادتر داشته باشد ، یاد داشتن این زبان باعث می شود تا از ادعیه مأثوره و قرآن بهره خوبی ببرد.

9- زبان عربی پیوند دهنده نسل کنونی با گذشته پربار قرن اسلامی است .

10-با یادگیری این زبان در ایام حج که فرصت زیادی برای حجاج است می تواند اعتقادات صحیح شیعه را معرفی کند و زمینه ترویج حقایق دین را فراهم کند .

11-خداوند این زبان را برای دین خاتم برگزیده است .

12-زمینه تعقل را در کلام وحی بیشتر فراهم کرده است .

امید که علاقه ما به یادگیری این زبان بیشتر شود و در زندگی از آن استفاده کنیم


  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

قواعد مختصر تحلیل صرفی

 

. موارد تحليل صرفي اسم :


1- مفرد= بر یک فرد یا یک شیء دلالت می‌کند: مانند: قلم، شجرةُ‍، رجل ٌ 


2- مثنی= بر دو فرد یا دو شی دلالت دارد، مانند: رجلانِ ، رجلینِ که در حالت رفعی 

(انِ ) مکسورو در حالت نصبی ( ینِ ) مکسور می‌گیرد= المُسْلِمانِ، المُسْلمینِ

3-جمع = انواع جمع عبارتند از :


الف- جمع مذکر سالم: در حالت رفعی(ونَ) مفتوح

و در حالت نصبی و جری (ینَ) مفتوح می‌گیرد : الطالبونَ ، الطالبینَ. 

ب- جمع مونث سالم: در حالت رفعی(اتُ) با همان نشانه‌ی اصلی رفع،

و در حالت نصب و جر(اتِ) مکسور می‌آید

توجه کنید که (ات) جمع مونث سالم هیچگاه به صورت مفتوح نمی‌آید. مانند:

مسلماتُ، مسلماتِ. 


ج- جمع مکسّر: صورت مفرد آن تغییر می‌کند مانند :علم که جمع آن می‌شود عُلوم


4- مذکر: اسمی است که علامت مونث (ت) (ة) ندارد مانند: رجل، قلم. 


5- مونث: اسمی است که علامت تأنیث دارد .علامتهای تانیث عبارتند از :

( ة  = فاطمة) (ات = المعلمات ) (ی = کبری) (اء= زهراء)


6- جامد: اسمی است که ریشه‌ی فعلی و معنای وصفی ندارد و بر دو نوع

مصدری و غیرمصدری است. مانند : جلوس - الکتاب


7- مشتق: اسمی است که ریشه‌ی فعلی و معنای وصفی دارد و چندین نوع است:

از جمله: اسم فاعل، اسم مفعول، اسم مبالغه، صفت مشبهة، اسم تفضیل و ... 


8- معرفه: اسم معرفه یعنی اسمی که تنوین نداشته باشد و شناخته شده باشد و 6 نوع است:

 ضمیر، معرفه به اضافه، اسم علم، معرفه به ال، موصول، اسم اشاره. 


9- نکره: اسمی که تنوین بگیرد و جزء موارد ششگانه بالا نباشد. 


10- معرب: کلمه‌ای است که حرکت حرف آخرش به تناسب موقعیت در جمله تغییر می‌کند. 

مانند : التلمیذ


11- مبنی: کلمه‌ای است که حرکت حرف آخرش به تناسب موقعیت در جمله تغییر نمی‌کند. 

برخی از اسمهای مبنی عبارتند از : ضمایر- اسمهای موصول - اسمهای اشاره و استفهام


12- منصرف: اسمی است که تنوین می‌گیرد و غالب اسم‌های معرب منصرف است. 


13- غیرمنصرف: اسمی است که تنوین نمی‌پذیرد واقسام آن عبارتند از:

علم مؤنث، علم غیرعربی، صفت بر وزن أفْعَلْ، اسم شهر و کشور،

جمع مکسر بر وزن مفاعل، مفاعیل و.... 


14- اسم مقصور: اسمی است که به الف ختم می‌شود. مانند: موسی، دنیا و ....

 
15- اسم ممدود: اسمی است که به الف و همزه ختم می‌شود. مانند:
زهراء، صحراء و..... 


16- اسم منقوص: اسمی است که به یای ماقبل مکسور ختم می‌شود. مانند: داعی، قاضی و .... 


17- اسم صحیح الآخر: اسمی است که مقصور، ممدود، منقوص نباشد. مانند: العلمْ ، محمّد


منسوب: اسمی است که یای نسبت داشته باشد. مانند: مَکّة = مکّی. 


18- مصغّر: اسمی است که به منظور «تحبیب» یا «تحقیر» به کار می‌رود. 


روش ساختن اسم مصغر: فَعل = فُعَیل / رَجُل=رُجَیْلْ

مثال تحلیل صرفی اسم ( المعلمات ) = اسم - جمع مونث سالم - معرب - مشتق (اسم فاعل )

معرفه -منصرف - صحیح الآخر 


موارد تحليل صرفي فعل :

۱- زمان فعل :
الف - فعل ماضی: درعربی 14 صیغه دارد و دارای یک ریشه‌ی سه حرفی است : ذَهَبَ - ذهبا

- مضارع:(ا، ت، ی، ن) نشانه‌های فعل مضارع است که در اول فعل می آیند : یَذْهَبُ،یَذْهَبانِ 


ج - امر: امر حاضر از 6 صیغه‌ی مخاطب مضارع ساخته می‌شود. 


۲- صیغه: الغائب، المخاطب، متکلم وحده و .... را صیغه‌ی فعل گوییم. 


۳- ثلاثی: فعل ثلاثی بر دو نوع است. 1) مجرد 2)مزید 


الف- ثلاثی مجرد: فعلی که در باب نرفته است واز 3 حرف تشکیل شده است: ذَهَبَ 


ب- ثلاثی مزید: فعلی که در باب‌های اِفْعال، تفعیل، مُفاعلة و …. برود

 و از 3 حرف بیشتر است: کَلَّمَ، یُنْزِلُ، اِسْتَخْرَجَ


۴- معتل: فعلی که حروف (و ا ی ) در ریشه‌ی آن است و بر 4 نوع است: 


مثال : وعد -اجوف: قال - ناقص: رجا - لفیف (مفروق:وقی و مقرون:طوی) 

۵- صحیح: فعلی که معتل نباشد. مهموز، مضاف، سالم، جزء فعل صحیح است. 


۶-لازم: فعلی که نیاز به مفعول به ندارد و فقط فاعل دارد. (ذَهَبَ عَلیٌّ )ذَهَبَ: لازم 


۷- متعدی: فعلی که علاوه بر فاعل، مفعول به نیز دارد.( کَتَبَ عَلیٌّ الدرسَ. )کَتَبَ : متعدی 


۸- معرب: افعال مضارع به جز صیغه (6 و 12) معرب هستند. توضیح معرب داده شده است 


۹- مبنی: فعل‌های ماضی، فعل‌های امر و صیغه‌ی 6 و 12 مضارع، مبنی هستند. 

۱۰- معلوم: فعلی است که فاعل آن مشخص است مانند: کَتَبَ عَلیٌّ الدرسَ. 


۱۱- مجهول: فعلی است که  فاعل آن نا معلوم است و نایب فاعل جای فاعل راگرفته است  


ماضی مجهول مانند: کَتَبَ = کُتِبَ / مضارع مجهول مانند: یَکْتُبُ = یُکْتَبُ 


مثال: تحلیل صرفی فعل : یستخدمون= فعل مضارع/ للغائبین، ثلاثی مزید، متعدی،معلوم،

صحیح، معرب، سالم.

موارد تحليل صرفي حرف :


1- ذکر نام حرف  مانند :حروف جاره، ناصبه، جازمه و ….. 


2-عامل، غیرعامل 


3-نوع بناء حرف : مبنی بر فتح – مبني برکسر-مبني بر سکون – مبني برضم


مثال: تحلیل صرفی (فی) = حرف ، حرف جر، عامل، مبنی بر سکون.